هوَ مَعَکُمْ أَيْنَ ما کُنْتُمْ
ازخودم متنفرم و تو وجودم هیچچچ امیدی نیست
اما راهی ندارم جز ادامه
جا بزنم بشینم و ببینم چیزی که میخوامش رو ازم بگیرن؟
نمیشه اصلا نمیشه من غرورم بهم اجازه اینکارو نمیده پس من چیم اینجا؟
من هرگز امیدمو تو بدترین شرایط هم ازدست ندادم اما امروز ازدستش دادم...
و باید یروزی بالاخره ازدستش میدادم همونطور که میدونم غرورمم باید یروزی خورد بشه البته نمیدونم شاید شکسته شده باشه و من حواسم نبود ازبس دردای دیگه درد داشت نمیدونم
درهرصورت حتی ناامیدی هم نباید منو به زانو دربیاره
خیلی درد دارم وجودم پر از درده اما خب دنیا دیگه پیشم قدرتی نداره درد رو بغل میکنم به ناامیدی فکرنمیکنم سختیارو فرصت میبینم و با تمام وجودم ایستادم...
آره بازندم آره همش میبازم مهم نیست بازم میبازم به درک
درهرصورت من ادامه میدم سرنوشت من یچیزه
ادامه...
+واقعا حس میکنم دلم گریه میخواد
دولت میخواد پیام نور رو برداره اینهمه درد کشیدم که اینطور بشه؟
خدا جونم..؟
بخودم امید ندارم اما به تو چرا... ایمانم کامله بهت
ناامیدم نکنی خداجون...
