🌑✨

هوَ مَعَکُمْ أَيْنَ ما کُنْتُمْ

Profile Archive Link Designer

یه بخشی ازم خیلی قوی شده...

نصفه شب قدرتشون خیلی زیاد میشه...

انگار صبح تو کمینن چون هیچی ازشون دیده نمیشه

اون نجواهای تاریک و کشنده ،خاطرات مرگبار ولم نمیکنن...

تاریکی داره دنبالم میدوه حس میکنم دیگه کنترلش دست من نیست...

حس میکنم اون داره کنترل رو ازم میگیره

حس میکنم خیلی قوی شده و من هیچ قدرتی دربرابرش ندارم نمیتونم...

شمشیرم شکسته...

کف دستم بریده شده...

پاهام زخمیه و نفسم به شماره افتاده...

شاید،

شاید بتونم ازش فرار کنم شایدم باهاش بجنگم؛

اما هرگز،هرگز نمیزارم تاریکی منو ببلعه انسانیت هنوز زندست قلبم هنوز میتپه...

من هنوز میتونم آدمارو دوست داشته باشم.

من هنوز میتونم بدترین آدمای زمین رو ببخشم و دست کمک به طرفشون دراز کنم...

خون تو قلبم جریان داره نمیزارم سرخی خون جاشو به تاریکی قیر بده

نمیزارم گرماش تبدیل بشه به یه غم سوزناک تا همچیو بسوزونه...

من هنوز میجنگم هنوز چیزی تموم نشده...

من هنوز نفس میکشم پس هنوز میتونم شمشیرمو بردارم و گردنتو بزنم...

من نمیخوام تاریک شم دنیا به نور نیاز داره.

۱۴۰۴/۰۹/۲۶ | 0:15 | 🌊D R A E L Y N
About Me

ز داد و دهش یافت چنین نیکویی،
تو داد و دهش کن فریدون تویی.
Code
Designed by : Black Theme